القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

217

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

رسول اللّه اگر گاو داخل محل الاغ شده است صاحب گاو ضامن است و اگر الاغ داخل محل گاو شده است پس ضمانى بر عهده صاحب گاو نيست رسول خدا دست مبارك به سوى آسمان بالا برد و گفت : « الحمد لله الّذى جعل منى من يقضى بالقضاء البيّنه » ستايش خدا را كه از من كسى را قرار داد كه با بينه قضاوت كند . از امام باقر عليه السلام عين همين روايت نقل شده است . در كتاب مسند با ذكر سند از جابر بن عبد اللّه نقل كرده كه گفت : على عليه السلام در حجاز و هم در كوفه « براى مدعى ، باستناد شاهد توأم با سوگند قضاوت كرد . در مناقب از اصبغ بن نباته روايت كرده كه گفت من همراه امير المؤمنين بودم كه مردى آمد و گفت يا امير المؤمنين من تو را به خاطر خدا دوست دارم على عليه السلام گفتند : « رسول اكرم هزار حديث ( باب علم ) به من ياد داد و هر حديثى هزار باب به رويم گشود ، همانا ارواح مردم بعضشان بعض ديگر را در عالم « 1 » ارواح ملاقات مىكنند در اين ملاقات آنچه از يكديگر مىيابند اگر خوب باشد موجب الفت آنان مىشود اگر « منكر » باشد موجب مخالفت مىشود به حق خداوند قسم كه تو دروغ مىگويى چه آنكه : « فما اعرف وجهك فى وجوه احبّائى و لا اسمك فى اسماء احبّائى . » من نه صورت تو را در « صور » دوستانم مىبينم و نه اسم تو را در ميان نامهاى دوستانم . » شخص ديگرى آمد و گفت : يا امير المؤمنين من تو را به خاطر خدا دوست دارم حضرت گفت راست مىگويى زيرا كه : « طينتنا و طينهء محبّينا مخزونهء فى علم اللّه و مأخوذهء ، اخذ اللّه ميثاقها من صلب آدم عليه السلام فلم يشذّ منها شاذ و لا يدخل فيها غيرها . . . » سرشت ما و سرشت دوستان ما درهم آميخته ( در علم خداوند ) و از هم گرفته شده‌اند . خداوند پيمانشان را بر ( چنين تأليفى ) در صلب آدم عليه السلام گرفته است . پس چيزى از آنها كم نمىآيد و چيزى هم داخل آنها نمىشود پس آماده براى

--> ( 1 ) - اين حديث شريف نشان مىدهد منظور از عالم ارواح عالمى از عالمهاى قبل از عالم دنيا و دار تكليف است نه عالم برزخ بين دنيا و آخرت كه به آن عالم مثال ، فترت و ارواح هم مىگويند .